با چیزهای کوچک خوشحال شویم

یکی از موفق‌ترین چهره‌های اینترنتی به «زندگی سلام» از حال و هوای عیدانه‌اش می‌گوید


کاردار- «مجتبی شفیعی» بازیگر، گوینده، صداپیشه و یک چهره فعال فضای مجازی است. او را بیشتر با کلیپ‌های کمدی شبکه‌های اجتماعی و صدای دلچسبش می‌شناسیم؛ اما یکی دوسالی است در شبکه نمایش خانگی هم فعال شده و برای همین به‌عنوان یک جوان موفق در سالی که گذشت، با او به گفت‌وگو نشستیم.

زمان عجیب سریع می‌گذرد
از او می‌پرسم سال گذشته را چطور پشت سر گذاشته، پاسخ می‌دهد: «فیلم‌هایم اکران شد و برنامه چیدمانه هم با استقبال مخاطبان روبه‌رو شد. سال هنری خوبی برای من بود. همیشه مشکلات هست ولی سال بدی برای شخص من نبود. البته شادی و دلخوشی ما هم به حال مردم بسته است. وقتی حال مردم خوش باشد ما هم انرژی بیشتری برای کار داریم. بیشتر هم به شرایط اقتصادی برمی‌گردد که مشکلات بیشتر است. مشکلات مردم برای آدم حال خوش نمی‌گذارد. مخصوصا من که خودخور هستم! چند پروژه تئاتر و سینما و فضای مجازی دارم که هنوز ابتدای کار است. برنامه چیدمانه هم قطعا فصل جدید خواهد داشت که مشخص نیست من جزو تیم باشم یا نه. ان‌شاءا... در سال آینده هم بیشتر بتوانم در خدمت مردم باشم.» شفیعی حال و هوایش را این‌طور بیان می‌کند: «فاضل نظری می‌گوید ما وقتی بزرگ می‌شویم دنیایمان کوچک می‌شود. وقتی کوچک بودیم دنیایمان بزرگ بود. برای چیزهای کوچک تلاش می‌کردیم تا به دست بیاوریم. از چیزهای کوچک خوشحال می‌شدیم. الان اتفاق‌های بزرگ‌تری می‌افتد ولی آن خوشحالی کودکی را نداریم. قطعا عید در بچگی ما پررنگ‌تر و شیرین‌تر بود. زمان هم دیرتر می‌گذشت. می‌گفتیم وای 14 روز تعطیلیم. الان چشم به هم می‌زنیم 1402 تمام شد. با یک سرعت عجیب و غریبی زمان می‌گذرد.»

عیدی‌های کودکی شیرین‌تر بود
این بازیگر خوش‌صدا خاطرات عیدی گرفتن‌هایش را چنین توصیف می‌کند: «معمولا تصویری از بچگی داریم چون خالصانه‌تر است، جذاب‌تر است. هرچه عیدی هم گرفته باشیم باز هم به قشنگی عیدی‌های کودکی نمی‌رسد. مثلا داشتیم بازی می‌کردیم یکهو بزرگ فامیل یک عیدی بهمان می‌داد که ورای آن چیزی بود که توقع داشتیم. مثلا تصور 500 تومانی داشتیم ولی 2 هزار تومانی می‌داد. شاید الان خیلی شیرین نباشد ولی در آن لحظه خیلی خوشحال می‌شدیم. عیدی باحالی بود. غیر از این که بعضی سال‌ها قبل از نوروز برفی می‌آمد که عیدی خدا بود. الان هم وقت عیدی دادن ماست. ماشاءا... مادرم نوه کم ندارد! هم نقدی و هم غیرنقدی عیدی می‌دهم که البته آن‌ها غیرنقدی بیشتر دوست دارند. دائم می‌گویند برنامه‌هایت را کنسل کن تا عید این‌جا باشی. من متولد روستای کمال‌آباد، نائین اصفهان هستم. در خانه پدری و با همه اقوام دور هم جمع می‌شویم. سال‌های پیش بیشتر مشهد بودم. امسال هم زود برمی‌گردم مشهد تا به کارهایم برسم.»

کارها را به خدا بسپار
از شفیعی می‌خواهم که برای جوان‌ها و هم‌سن و سال‌هایش توصیه‌ای داشته باشد، می‌گوید: «این روزها خودم هم خیلی به این موضوع فکر می‌کنم. مولانا شعری دارد که می‌گوید:
هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر
آرام تر از آهو بی‌باک تر از شیرم
هر لحظه که می‌کوشم در کار کنم تدبیر
رنج از پی رنج آید، زنجیر پی زنجیر
گاهی دنبال این هستیم که یک کاری را صددرصد انجام بدهیم، پی‌ آن هستیم و تلاش می‌کنیم و زمین و زمان را به هم می‌دوزیم، ولی نمی‌شود. اما گاهی ولش می‌کنیم و می‌بینیم می‌شود. باید تلاش کنیم ولی خیلی خودمان را به آب و آتش نزنیم. گاهی آدم را بیشتر می‌پیچانند. وقتی تسلیم رضای خدا باشی، از درصد ریای کار کم می‌شود و همه اتفاق‌ها می‌افتد، حتی همان‌هایی که فکرش را نمی‌کردی. بنابراین باید خالصانه تلاش کنی، به دور از چشمداشت به مال دنیا و این که به مردم بگویی من آدم خوبی هستم و... بالاخره کارت دیده می‌شود. چون تو درگیرش نبودی و به آن دل نبستی، در هر صورت چه بشود و چه نشود، حالت خوب می‌شود.»

خیر دنیا و آخرت برای همه
در پایان از او می‌خواهم که برای‌مان از آرزوهایش بگوید، توضیح می‌دهد: «اولویت اولم این است که مردم کشورم خوشحال باشند و مشکلات‌شان کمتر شود. در مرحله بعد هم دعا می‌کنم مسیری که انتخاب کرده‌ام به قول بزرگ‌ترها خیر دنیا و آخرت داشته باشد. آرزو می‌کنم کشور سربلندی داشته باشیم، چون لیاقتش را داریم، منابع و آدم‌ها و پتانسیلش را داریم. با چیزهای کوچک می‌توانیم حال مردم را خوب کنیم. حتی با یک خبر خوب. وقتی مردم دلخوشی داشته باشند، همراه می‌شوند. امیدوارم سال جدید یک سال جهش برای کشورمان باشد.»